خضراء
کار گروهی جوانان ونوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اکرم (ص)
درباره ...
مرضیه توحیدلو
فائزه جعفری
ناهید موسوی
لیلا حسنی
مریم بیات
اعظم نوری
صغری بنابی فرد
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
امكانات ويژه
ولادت نور ( زندگی نامه )
ولادت نور
آمنه در مرگ عبدالله بی قراری می نمود از مادرش« برّه» خواست که اجازه دهد داخل خانه شود، در به روی خویش بربندد و ساعتی برسوگ جوان زیبای خویش عبدالله که مرگش مدینه را یک پارچه عزا خانه نموده بود اشک ریزد و گفت: چون می خواهم تنها باشم(مواظب باش) تا هیچ کس بر من داخل نگردد.
مادر، در جواب دختر رنج کشیده، و درد فراق شوهر دیده گفت: آن چه خواهی انجام بده. آمنه در حالی که نزدش شمعی می سوخت و دوکی از آبنوش مزین به عقیق سرخ در دست داشت اشک می ریخت، به آینده ی خود و فرزند یتیمش می اندیشید. به هنگام طلوع فجر روز جمعه درد زايمان به وی عارض شده از زمین برخاست و به سوی در رفت که آن را بگشاید، در گشوده نشد، به جای خود برگشت، درد زایمان فزون گردید، ناگهان سقف خانه شکافه شد، چهار تن حوریه از بالا فرود آمدند که خانه از نور روی آنان روشن و منور گشت آنان به آمنه گفتند: ای بانو هیچ بیمی به خود راه مده که ما برای خدمتگزاری تو آمده ایم و در کار خود اندوهی بخود راه مده حوریان یکی در جانب راست و دیگری طرف چپ و یک تن روبرو، چهارمی پشت سر آمنه قرار گرفتند. چشم های آمنه سنگین شده به هم آمد و بخواب رفت. هاتفی به او گفت: که به زودی سرور عرب و عجم به دنیا خواهد آمد تو باید در موقع تولد او بگوئی: این فرزند را از شر فاسدان به خدای تنها می سپارم حسان بن ثابت گفته است که من هفت ساله بودم در مدینه یکی از جهودان را دیدم که بر بالای مدینه آمد و آوازی بلند داد و گفت: اختر امشب برآمده امشب محمد به وجود آمده به هنگام طلوع فجر روز جمعه هفدهم ربیع الاول. یتیم عبدالله در حالی که ختنه شده و بند ناف اش بریده بود مي گفت: « الله اکبر و اَلحمدالله کَثیرا سُبحانَ اَللهُ بُکْرَهً وَ اَصيُلا» به دنیا آمد. آسمان درخشان گردیده و زمانه خندیده روح و فرشتگان آسمان به گرد سر او گشتند و تولدش را به جهانیان مژده دادند، عرش خدا روشن شد، خطیره تابناک گردید و سدره المنتهی فروزان گشت. آمنه صدائی شنید که می گفت: فرزندی به دنیا آوردی که بهترین مردم است. گوئی مولانا جلال الدین مولوی خراسانی آن روز را دیده که سروده:
بیائید که گلزار دمیده ست
بیائید بیائید که دلدار رسیده ست
بیارید همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده ست
بر آن زشت بخندید که او ناز نماید
برآن یار بگریید که از یار بریده ست
به شهر بشورید چه آوازه در افتاد
که دیوانه دگر بار ز زنجیر رهیده ست
چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه اعمال ز آفاق پریدست
بکوبید دهل ها و دگر هیچ مگویید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیدست
تا زمانی که آمنه در اتاق خود تنها بود، آن اشباح نورانی در کنارش بودند، فرزند برومندش نیز پهلوی او خوابیده بود پس از یک ساعت که گذشت آمنه به صورت زیبای پسرش نگاه می کرد به یاد عبدالله که چنین یادگاری از خود باقی گذاشت و رفت.
هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
تا به شیوه ها تورا من ز خدا بخواستم
تا شوی از سجود من مونس این موجود من
خود بشد این وجود من چون که تو را بخواستم
در پی آفتاب تو سایه بدم ضیاء طلب
پاک چو سایه خوردیم چون که ضیاء بخواستم
محمد تصویر جمال خدا جلد اول، حسین بدرالدین
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
10:12 قبل از ظهر
آیین محمد پیش از بعثت ( زندگی نامه )
آیین محمد پیش از بعثت
اواز لحظه ای که از مادر متولــد، تــا روزی که به خاک سپرده شـــد؛ جز خدای یکتا را نپرستید. سرپرستان او مانند« عبدالمطلب و ابوطالب»، همگی موحد و خداپرست بودند. بیاد دارید که در موقع حمله ی سپاه پیل، عبدالمطلب حلقه ی کعبه را به دست گرفت و با خدای خود، بسان یک موحد به مناجات پرداخت و گفت: خدایا جز تو به کسی امیدوار نیستم...»
همچنین، ابوطالب در مواقع قحطی و خشکسالی، برادر زاده ی خود را به مصلی می برد و خدا را به مقام او سوگند می داد و باران می طلبید و در این مورد اشعار معروفی دارد که در کتابهای تاریخ وارد شده است. حتی پیامبر، خود هنگام مذاکره با بحيرا راهب رو به او کرد و گفت: تو را سوگند می دهم به حق « لات و عزی» مرا از آن چه که می پرسم، پاسخ گو. رسول گرامی بر او پرخاش کرد و گفت هرگز مرا به« لات و عزی» سوگند مده. چیزی در جهان نزد من مانند پرستش آن دو مبغوض نیست. آن گاه راهب گفت: تو را به خدا سوگند می دهم از آن چه که من سوال می کنم مرا آگاه کن. رسول گرامی فرمود: آنچه می خواهی بپرس.
همه ی این ها گواهی می دهد که رسول گرامی و پسران خاندان عبدالمطب همگی خدا پرست و موحد بودند و بهترين گواه بر یکتا پرستی او، همان اعتکاف او قبل از بعثت در غار حرا است. سیره نویسان، همگی اتفاق نظر دارند که رسول گرامی، سالی چند ماه در غار حرا به عبادت خدا می پرداخت. امیر مومنان در این مورد می فرماید: پیامبر در هر سال، در کوه حرا اقامت می گزید من او را می دیدم و جز من کسی او را نمی دید. حتی روزی را که او به رسالت الهی مبعوث شد در خود غار مشغول عبادت بود.
امیرمومنان درباره ی این بخش از زندگانی پیامبر چنین می فرماید: «از روزی که پیامبر از شیر باز گرفته شد، خداوند بزرگ ترین فرشته را برای تربیت او گمارد، و آن فرشته شب ها و روزها بزرگواری ها و خوبی های نیک را به او می آموخت.
تربیت یافته ی چنین خانواده ای، کسی که از دوران پس از شیرخوارگی، تحت تربیت بزرگ ترین فرشته ی جهان قرار گیرد حتماً باید موحد بوده و لحظه ای از جاده توحید کنار نرود.
فروغ ابدیت
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
10:8 قبل از ظهر
ولادت پیامبر اکرم (ص) ( )
ولادت پیامبر اکرم (ص)
از حضرت امیر المومنین (ع) روایت شده است که چون آن حضرت متولد شد بت ها که بر کعبه گذاشته بودند همه بر روی هم افتادند و نابود شدند و چون شام شد این ندا از آسمان رسید که :
«جاءَ الحَقَّ وَ زَهِقَ الباطِل اِنَّ الباطِلَ کاَنَ زَهُوقا»
و جمیع دنیا در آن شب روشن شد و آن چه درآسمان ها و زمین ها بود تسبیح خدا گفتند و شیطان گریخت و می گفت: بهترین امت ها و بهترین خلایق و گرامی ترین بندگان و بزرگ ترین عالمیان محمد (ص) است.
زندگانی حضرت محمد (ص) گزیده ای از منتهی الامال محدث قمی(ره)، رضا استادی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
10:0 قبل از ظهر
سخن اول ( قطعات ادبی )
سخن اول
بهترین و عزیزترین آغازگر خوبی ها- زیبا ترین گل دنیا- کسی که وجودش بر بسیاری از موجودات مهربان و دور اندیش جامعه ی ما ارزش مافو ق دارد_ پندها و گفته هایش مهر و گل های امید را در مزرعه ی زندگی شکوفا می سازد_ که میوه اش بسی شیرین و دلپذیر است.
آری او محمد (ص) است.
ای محمد! ای کسی که یاد آوری درخشش همت و تلاشت فروغ چشم هایمان است. در جامعه ی وجود تو صبر و ایمان سرشار است. و در نظام امنیت تو سرگردانی وجود ندارد تو مثال قلبی هستی که در سینه ی ما مسلمانان می تپد. ای قهرمان بزرگ خوبی ها، چیزی لایق تو در این دنیا وجود ندارد، که نثارت کنم تا بهترین لحظه ها و صحنه ها را ایجاد کنم اما چند واژه را که در طفل وجودم پیداست تقدیمت می نمایم: هرگاه رنجی به سراغم می آید، به باغ و بوستان پند و اندرزهای تو روان می شوم و گلی از هزاران گل پندهایت می چینم.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
9:58 قبل از ظهر
پند ( )
نماز هشت کس قبول نیست: غلام فراری تا وقتی که برگردد، زن نافرمان که شوهر از او خشمگین باشد، ممتنع از ذکات،
تارک نماز، دختر بالغی که بدون سر انداز نماز بخواند، امام جماعتی که مردم او را نخواهند، کسی که محتاج به قضای حاجت است و به نماز می ایستد، و مست، این هشت گروه نمازشان قبول نخواهد شد.
پند های معصومین (ع)، آیت الله مهدی حائری تهرانی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
9:51 قبل از ظهر
پند ( )
هشت چیز از هشت چیز سیر نشود: چشم از نگاه، زمین از باران، زن از مرد، عالم از علم، گدا از سوال، حریص از جمع مال، دریا از آب، و آتش از هیزم.
پند های معصومین (ع)، آیت الله مهدی حائری تهرانی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
9:48 قبل از ظهر
پند ( کلام بزرگان )
عالم پرهیزگار به قدر عیسی بن مریم اجر دارد، توانگر سخاوتمند به اندازه ی ابراهیم خلیل ثواب دارد، پاداش فقیر شکیبا به مقدار ایوب پیغمبر است، فرمانروای عادل با سلیمان بن داوود در اجر برابر است، جوان توبه کار مزدش همانند یحیی بن ذکریا است، ثواب زن محروم، با حضرت مریم مساوی است.
پند های معصومین (ع)، آیت الله مهدی حائری تهرانی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
9:34 قبل از ظهر
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by khazraa
