خضراء
کار گروهی جوانان ونوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اکرم (ص)
درباره ...
مرضیه توحیدلو
فائزه جعفری
ناهید موسوی
لیلا حسنی
مریم بیات
اعظم نوری
صغری بنابی فرد
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
امكانات ويژه
بیرون تاختن پیامبر (ص) به قصد تسلط بر کاروان ( زندگی نامه )
بیرون تاختن پیامبر (ص) به قصد تسلط بر کاروان
ادامه ی جنگ بدر
در این صورت، این موقعیت برای لشگر گاه مدینه به ویژه برای مهاجرینشان که کفار مکه اموال و املاکشان را مصادره کردهاند فرصتی طلایی است و در صورتی که قریش چنین ثروت عظیمی را توسط مسلمین از دست بدهند، ضربت نظامی و سیاسی و اقتصادی کمرشکنی به لشگرگاه شرک وارد خواهد شد.
بنابراین مدینه میباید تا برای دست یافتن به چنین ثروتی عظیم که کاروان مشرکین به بار دارد، به پا خیزد و این اقدامی مشروع و مباح است. زیرا مگر نه این است که مدینه در حالت جنگ با مکه به سر می برد؟
بنابراین جای هیچ گونه تعجب نیست که پیامبر (ص) آماده شود تا کاوران قریش را مورد تعرض قرار دهد و آن را به عنوان بخشی از اموال دشمن محارب فراچنگ آورد .
بسیاری از مستشرقین و بعضی از اتباع و اذناب ایشان در شرق اسلامی، جنگ بدر را به عنوان نوعی راهزنی و یغماگری صرف تلقی می کنند و شک نیست که مصدر این نظریه همان کینه ی سیاهی است که دیدگان را از دیدن حقایق محجوب می دارد. و هوای نفس و عصبیت را اجازه می دهد که به داوری بنشیند و هر طور که بخواهد حکم براند! وگرنه چگونه می توان شمشیر کشیدن به روی دشمنیها که به پیامبر (ص) اعلان جنگ داده و برای قتلش توطئه کرده ، و جایزه ای بزرگ اختصاص داده و نابود کردنش را هدف خود ساخته و کلیه ی اموال و املاکش را تصرف نموده یغماگری و راهزنی نامید؟!
ادامه دارد ...
پیامبر در صحنه کارزار بدر، نوشته ی صدر بلاغی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:58 قبل از ظهر
حمله آغاز می شود ( زندگی نامه )
حمله آغاز می شود
وقتی پیغمبر (ص) خبر یافت که کاروان دشمن به خاک حجاز وارد شده صلای حرکت سر داد، و با گروهی از مبارزین به قصد تسلط بر کاروان از مدینه حرکت کرد. ولی واضح و مسلم است که صلا زدن پیغمبر (ص) بر سپاهیان اسلام برای خروج از مدینه، به منظور دست یافتن به کاروان، اجباری نبوده و با صلا زدن او در جنگ های بزرگی مانند جنگ احد که برای شرکت در آن تجهیز می کرده است تفاوت داشته و در حقیقت دعوت پیغمبر در این مورد فقط جنبه ی ترغیب داشته است. چنان که در ندای خود چنین گفته است: اینک کاروان قریش است که اموال ایشان راحمل می کند پس به سوی آن بیرون شوید، تا مگر خدا آن را به شما عطا فرماید. و چنان که ملاحظه می كنید این بیان فرمان بسیج عمومی نیست. و به همین جهت بود که در جنگ بدر ـ که هیچ یک از مسلمین به هنگام خروج از مدینه انتظار وقوع آن را نداشت ـ بسیاری از صحابه در شهر ماندند و در جبهه حاضر نبودند و پیغمبر (ص) هیچ یک از ایشان را به علت عدم حضور در جبهه نکوهش نکرد، زیرا به هیچ یک از ایشان برای خروج از مدینه فرمان نداده بلکه همگی را در تصمیم گرفتن آزاد گذاشته بود و شک نیست که غائبین اگر میدانستند که پیغمبر (ص) در سرزمین بدر با سپاه مکه چنین برخورد سختی خواهد داشت، احدی از کسانی که قدرت حمل سلاح را داشتند، از حضور در حمله تخلف نمیکرده ولی در آغاز کار تصور قطعی ایشان این بود که برخورد دو گروه، به هنگام دستبرد به کاروان ساده و زودگذر خواهد بود، و چه بسا که اساساً هیچ گونه برخوردی هم روی نخواهد داد، زیرا نگهبانان کاروان ـ که افزون از چهل تن نیستند ـ به مجرد دیدن پیغمبر (ص) و سپاهیانش که از 313 تن کمتر نیستند ـ فراری و متواری خواهند شد. بنابر همین تصور بود که بسیاری از رزم آوران مسلمین در مدینه باقی ماندند و در حمله شرکت نداشتند، و این همان حقیقتی است که به هنگام استقبال پیغمبر (ص) در بازگشت از جنگ بدر یکی از بزرگان انصار، به نام «اسیر ابن حضیر» در سرزمین «روحاء» ضمن عرض تهنیت معروض داشت، و گفت: یا رسول الله به خدا قسم که واپس ماندن من از حضور در جنگ بدر برای آن بود که گمان نمی کردم که تو با دشمن برخورد کنی، بلکه گمان من این بود که هدف حرکت تنها دستبرد به کاروان است ولی اگر چنین تصور می کردم که هدف برخورد با دشمن است، هرگز واپس نمی ماندم پس پیغمبر (ص) سخنش را تصدیق کرده و عذرش را پذیرا گشت و تاریخ خروج پیغمبر (ص) و یاران آن روز از مدینه برابر با روز دوشنبه هشت روز گذشته از ماه رمضان دوم هجرت بود.
حاکم مدینه
پیامبر (ص) در این سفر «ابن ام مکتوم» را برای اقامه نماز در مدینه منصوب ساخت ولی امور حکومت را به عهدهی «ابو لبابه» گذاشت، و این به هنگامی بود که او را از شرکت در حمله معاف داشت و سرزمین روحا به مدینه بازگرداند.
ادامه دارد ...
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:56 قبل از ظهر
سيرهي نبوي ( سیره نبوی )
سيرهي نبوي
روایت شده که شب جمعه حضرت رسول(ص) در مسجد« قبا» اراده ی افطار نمود، فرمود که: آیا آشامیدنی هست که به آن افطار نمایم؟ «اوس بن خولی انصاری» کاسهی شیری آورد که عسل در آن ریخته بود، چون حضرت بر دهان گذاشت و طعم آن را یافت از دهان برداشت و فرمود که این دو آشامیدنی است که از یکی به دیگری اکتفا می توان نمود من نمی خورم هر دو را و حرام نمی کنم بر مردم خوردن آن را و لیکن فروتنی می کنم برای خدا و هر که فروتنی کند برای حقّ تعالی خدا او را بلند می گرداند و هر که تکبرّ کند، خدا او را پست می گرداند و هر که در معیشت خود میانه رو باشد خدا او را روزی میدهد و هر که اسراف کند خدا او را محروم می گرداند و هر که مرگ را بسیار یاد کند خدا او را دوست می دارد.
زندگانی حضرت محمد (ص)، تالیف حاج شیخ عباس قمی، تلخیص رضا استادی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:55 قبل از ظهر
سیره ی نبوی ( سیره نبوی )
سیره ی نبوی
از حضرت صادق(ع) روایت شده که حضرت رسول(ص) هر روز سیصد و شصت مرتبه... می گفت: الحمدلله رب العالمین کثیراً علی کل حال.
و در هر مجلسی هر چند کم می نشست تا بیست و پنج مرتبه استغفار نمی کرد، بر نمی خواست.
و روزی هفتاد مرتبه استغفرالله و هفتاد مرتبه اتوب الی الله می گفت.
زندگانی حضرت محمد(ص)، تالیف: حاج شیخ عباس قمی، تلخیص: رضا استادی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:53 قبل از ظهر
جنگ بدر ( زندگی نامه )
جنگ بدر
توزیع فرماندهی ها
به هنگام خروج از مدینه پیغمبر (ص) درفش فرماندهی کل را ـ که خود آن را بر عهده داشت ـ به مصعب بن عمیر قرشی سپرد و آن «لوايی» سپید رنگ بود و آنگاه سپاه را به دو بخش مهاجرین و انصار قسمت کرد، و علم کتیبه مهاجرین را به علی (ع) داده و علم کتیبه انصار را به دوش «سعد بن معاذ» نهاد و این دو علم به رنگ سیاه بود، و فرماندهی مدینه را به عهدهی «زبیر بن عوام»، و میسره را به «مقداد بن عمر و کندی» گذاشت، و این دو نفر تنها سواره نظام سپاه مدینه بودند. و همچنین فرماندهی ساقه ی سپاه را به «قیص بن ابی صعمعه» تفویض کرد.
نیروی سپاه مدینه
سپاه مدینه از 317 نفر تشکیل می شد، که 170 نفرشان از خزرج، و 61 نفر از اوس، و 86 نفر از مهاجرین، و در میان مهاجرین 41 نفرشان از قریش بودند. و وسائل مدینه در این حمله 70 شتر و فقط دو اسب بود. هیچ فرقی میان فرمانده و سایر افراد وجودنداشت.
افراد سپاه با فرماندهانشان در این حمله، به نوبت و به طور تساوی بر اشتران سوار می شدند، زیرا برای هر سه نفر یک شتر تعیین شده بود، که تا سرزمین بدر بر آن سوار شوند، و بنا بر همین قاعده شخص پیغمبر (ص) و عموزاده اش علی بن ابیطالب ( ع) و مرثد بن مرتد به نوبت بر یک شتر سوار می شدند، و چون دو شریک پیغمبر (ص) تقاضا کردند که نوبت سواری خود را به او بدهند، از پذیرفتن آن امتناع کرده و گفت: نه نیروی شما از من بیشتراست، و نه احتیاج من به اجر از شما کمتر است.
ادامه دارد...
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:52 قبل از ظهر
نیایش ( قطعات ادبی )
نیایش
معبود را سپاس بی کران تو را سزاست که بر من هستی بخشیدی و بر من قدرت دادی تا بنده ای ناچیز برای تو باشم و هم شکر تو را که مهر و محبت را آفریدی وبه سبب آن بین بندگان الفت و عطوفت بخشیدی که تو رحمان و رحیمی.
معبودا! شکرمن در برابر بزرگی مهربانیات کوچک است. مهر تو انبوه و زبان من از شمارش آن ها قاصر و فهم من از ادراک آن ها کوتاه. چگونه می توانم شکرتو را گویم. در حالی که عزتم در نعمت های تو و بهره مند از الطاف بی پایان تو.
معبودا! ما را از آنانی گردان که درخت اشتیاق تو در بستانهای سینههای آنها رشد کرده و سوز محبت تو در سرتاسر دلشان درگرفته است. بار خدایا، بر من رسیدن به آن چه را که آرزو دارم آسان کن.الهی ما را در کشتی نجات خود جای ده و به ساحل رستگاری برسان و شیرینی دوستی و حبّت و لذت مناجات را به ما نیز بچشان.
معبودا! چه شیرین است سیر به سویت و پرواز به بارگاهت با بال هایی از ایمان و تقوا و چه لذت بخش است عروج به سوی تو همراه با عشق وایمان و چه خوش است مزه دوستت با دوستی بهترین بندگانت و چه گواراست قرب تو با قرابت دوستانت.
خدایا، به تو شرک نمی ورزم. به یگانگی تو شهادت می دهم و به وحدانیت تو گواهم. تو که از اسرار دل ها آگاهی.
بارالها! به تو پناه می برم از وسوسه ونیرنگ شیطان، و از تیرگی و آلودگی قلب های ناپاک. پناهم ده ای پر مهر، ای پر بخشش و ای مهربان چطور فراموشت کنم در حالی که همیشه به یاد منی و چگونه دل به جای دیگر دهم در حالی که تو مراقب منی.
معبودا! آیا زمانی که دوستت دارم از خود دورم می کنی؟ آیا زمانی که مهر تو نیاز دارم محرومم می کنی و نومیدم می گذاری؟ ای کاش می دانستم که مرا از اهل سعادت می گردانی تا خاطرم آرام می گرفت.
خدایا، گناهانم را در سایه ابر رحمت خود جای ده و برای شست و شوی آنها ابر بارنده مهربانت را بفرست. آیا جز درگاه تو پناهی دارم.
معبودا! مرا از نزدیک ترین راه به درگاهت ببر.
معبودا! تو مرا منی نه دیگری، وصال تو آرزوی دل من است. شیفته دوستی توام دلدادگیام در هوای توست و مقصودم رضای تو. حاجتم دیدار توست و خواستهام جوار تو. نهایت خواهشم نزدیکی توست وخواستهام جوار تو. نهایت خواهشم نزدیکی توست خرمی و راحتم در مناجات توست. داروی دردم و بهبودی سوز دلم تویی.
بارالها! پس من به چه وسیله ای به بارگاهت باریابم؟ مگر نه این که باید وسیله ای برای قرب تو داشته باشم؟ آیا شایسته است که به نومیدی از درگاهت برگردم؟ چطور امید به دیگری داشته باشم در حالی که همه خبرها به دست توست. آیا از تو امید ببرم در حالی که نخواسته به من احسان کردی. پس مونسم باش. مرا از خود دور مساز. و رویت را از من برنگردان ای آرمانها و مطلوبم و ای خواسته و ای آرزویم. سوگند به عزتت برای آرامش قلبم جز تو کسی را نمی یابم. پس مرا قرین نعمت خود ساز تا به یاد تو آرام گیرم.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:50 قبل از ظهر
شوخی نا به جا ( سیره نبوی )
شوخی نا به جا
در محضر رسول خدا(ص) گروهی نشسته بودند. پیر مردی از اصحاب برخاست تا از مسجد بیرون رود. ولی کفش های خود را فراموش کرد با خود ببرد. چون به در مسجد رسید متوجه شد، بازگشت تا کفش های خود را بردارد، ولی فردی از اصحاب کفش های او را برداشته و مخفی نمود. پیر مرد برگشت و گفت: کفش های من کجاست؟
برخی گفتند: ما کفش های تو را ندیدیم. آن حضرت متوجه آنان شده و فرمود: چگونه مومنی را ناراحت می کنید و می ترسانید، عرض کردند شوخی می کنیم. آن حضرت دو یا سه بار سخن خود را تکرار فرمود: آیا شوخی با ناراحتی و ترساندن مومن؟
شادی در اسلام، محمد رضا سماک امانی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:46 قبل از ظهر
شوخیهای پیامبر ( سیره نبوی )
شوخیهای پیامبر
مهیت اومی از اصحاب رسول خدا بود. یکی از چشم های او عیب داشت روزی او در حضور پیامبر(ص) خرما می خورد. پیامبر به او فرمود: آیا با این که یک چشمت معیوب است خرما می خوری؟ مهیت گفت: با آن طرف سالم، خرما می خورم.
محبه البیمناء، ج5 ص 234
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:44 قبل از ظهر
نكات بهداشتي ( سیره نبوی )
نكات بهداشتي
رسول خدا(ص) فرمود: هیچ یک از شما هرگز موی سبیل، زهار و زیر بغلش را بلند نگاه ندارد زیرا شیطان در میان آنها پناهگاه می گیرد و بوسیله ی آن موها خود را استتار می کند.
رسول خدا (ص) به مردان فرمود که: ناخنهای خود را بگیرید و به زنان فرمود ناخنهایتان را بلند واگذارید زیرا برای شما زینت بخش تر است.
از امام صادق(ع) نقل است که رسول خدا(ص) فرمود:« لباس سفید بپوشید که پاکتر و تمیزتر است و مردگان خود را با پارچهی سفید کفن کنید.»
آب و بهداشت در اسلام، عباسعلی محمودی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:43 قبل از ظهر
روش مسواک زدن ( سیره نبوی )
روش مسواک زدن
« طریقه ی مسواک زدن را هم پیامبر اکرم (ص) به پیروان خود آموخته و فرموده است: از عرض دندانها را مسواک بزنید.»
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:41 قبل از ظهر
پیام های بهداشتی ( سیره نبوی )
پیام های بهداشتی
رسول خدا(ص) فرمود: دهان های شما راهی از راههای پروردگارتان هست. پس دوست داشتنیترین راه، به سوی خدا آن است که خوشبوترين آنها باشد. پس دهانتان را به قدر توانتان پاکیزه و خوشبو کنید.
آب و بهداشت در اسلام، عباسعلی محمودی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:39 قبل از ظهر
شعر ( شعر )
شعر
کبوتری سپید رنگ
می رفت به سویی
رفت و رفت
تا به قرارگاه دلش رسید
مکسی کرد خود را نگاهی
با دلی آشفته از دست کلاغان سیاه
آه دلی سرداد و روانه شد
سجده بر نور یگانه ای کرد و
آرام شد محو در روان دل
آشیانه ی کبوتر در سکوت
و کبوتر منتظر رخ الله اش
صغری بنابی فرد
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:38 قبل از ظهر
حديث ( حدیث نبوی )
حديث
اخلاق نیکو نصف دین است.
ستم و سرکشی شجاعت را از بین می برد.
همانا پیروزی با صبر است.
قرآن را به هنگام خواندن با صدای خود زینت دهید.
خوش قولی و رعایت عهد و پیمان از نشانه های ایمان است.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:37 قبل از ظهر
غسل جمعه از کجا آمده است؟ ( پرسش و پاسخ )
غسل جمعه از کجا آمده است؟
«امام صادق(ع) درباره ی علت تشریع غسل جمعه فرمود: انصار که در مزارع و کشتزار ها و نخلستان ها آبیاری نموده و کار می کردند وقتی روز جمعه در مسجد حاضر می شدند بوی عرق زیر بغل و بدنهایشان مردم را متاذّی می ساخت لذا رسول خدا(ص) به غسل کردن، امرشان فرمود و به این جهت غسل جمعه سنّت شد.»
آب و بهداشت در اسلام، عباسعلی محمودی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:35 قبل از ظهر
حدیث نبوی ( حدیث نبوی )
حدیث نبوی
«از امام صادق علیه السلام نقل است که رسول خدا (ص) نهی فرمود از این که مرد به هنگام راه رفتن تکبر ورزد و فرمود: کسی که لباسی بپوشد و با آن تکبر ورزد خداوند او را به گودی جهنّم فرو اندازد.»
«امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) عطر را بیشتر از طعام انفاق می فرمود.»
آب و بهداشت در اسلام، عباسعلی محمودی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:34 قبل از ظهر
غسل جمعه ( حدیث نبوی )
غسل جمعه
روایت شده که حضرت رسول (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود که: یا علی در هر جمعه غسل کن اگر چه که باید قوت روز خود را بفروشی و آب بخری و غسل کنی و گرسنه بمانی، زیرا که هیچ سنّتی بزرگتر از این نیست.
از رسول خدا (ص) روایت شده که هر شب جمعه بیست و چهار ساعت است و در هر ساعت حق تعالی ششصد هزار کس را از جهنم آزاد می کند.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:33 قبل از ظهر
چند حدیث نبوي ( حدیث نبوی )
چند حدیث نبوي
کم گفتاری
آسایش آدمی در زندانی کردن زبان است.
خاموشی، آرایش دانا و پوشش نادان است.
حضرت رسول(ص) می فرمود: هر که سوره ی واقعه را در هر شب بخواند به او پریشانی هرگز نمی رسد.
کسی که نتواند راز خود را بپوشاند از نهفتن راز دیگران ناتوان است.
دل مردمان پرهیزگار آینه آسمانها و تجلیگاه ملکوت اعلی است. محبوبترین بندگان پیش خدا پرهیزگاران گمنامند.
آن که با تو درِ دوستی می زند با وی ره دوستی گیر که این گونه دوستی پایدار است.
از خوشبختی ها، اخلاق نیکوست.
راهنمون کلمات الهام بخش از مشاهیر و بزرگان جهان، قاسم احسانی کناری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:31 قبل از ظهر
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by khazraa
