خضراء
کار گروهی جوانان ونوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اکرم (ص)
درباره ...
مرضیه توحیدلو
فائزه جعفری
ناهید موسوی
لیلا حسنی
مریم بیات
اعظم نوری
صغری بنابی فرد
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
امكانات ويژه
جنگ بدر ( زندگی نامه )
جنگ بدر سپاه مکه حرکت می کند سپاه مکه، که از جهت تعداد، بالغ بر هزار و سیصد مبارز بود، و 600 اسب، و 600 زره، و اشتران بسیار و مهمات بیرون از شمار در اختیار داشت، زمانی که از پشت جبهه اطمینان یافت، با شورو هیجانی مانند فوران دهانه آتش فشان، خروشان و دمان، به سمت شمال روان شد و او برای رهاندن کاروان بازرگانی خود، از خطر هجوم محمد (ص) و یارانش راه سرزمین بدر پیش گرفت، و برای رسیدن به آن منطقه راه «عسفان1» را انتخاب کرد، و از آنجا به طرف «قدیه2» و «جحفه3» رهسپار گشت و از آنجا به «أبواء»4 و سرانجام بر بدر وارد شد. تهیه کنندگان مهمات سپاه مکه به علت گرفتاری جنگ فرصت نهر شتر نیافتند، و از اندوخته ی زاد و توشه ی خود صرف کردند و در این میان که سپاه مکه با سرعت به طرف بدر در حرکت بود، ابوسفیان در رأس کاروان همچنان به طرف مکه راه می پیمود و علی رغم علم و اطلاعاتش از شتاب مکه به یاریش، شرط احتیاط را فرو نمی گذاشت، و با کمال دقت و هوشیاری جوانب کار را از نظر می گذراند، و برای روبرو نشدن با همگی احتمالات، و پیشامدهایی که ممکن بود قبل از رسیدن کاروان به مکه، رخ دهد، نقشه ها طرح می کرد و هیچ گاه به انتظار و امید رسیدن یاری از جانب قریش آسوده خاطر نمی ماند و در اثر همین بیداری و هوشیاری بود که حرکات اکتشافی اش را افزایش می داد و تا آخرین حد می کوشید که اخبار تحرکات سپاه مدینه را پیگیری کند، تا از برخورد آن دوری گزیند، و از چنگ آن بگریزد، ولی اوعلی رغم احتیاط و هوشیاری ـ روش طبیعی و عادی را در حرکت خود به طرف مکه تغییر نداد، و کاروان را همچنان از شمال به جنوب، به طرف بدر، پیش می برد، و در مسیر خود مدینه را در سمت چپ خویش قرار می داد.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:32 قبل از ظهر
بال و پر در آتش ( داستان )
بال و پر در آتش
روشنی چشم تو به هنگام نماز بود. همان طور که آدمی گرسنه به غذا محتاج است و تشنه ای بی تاب و عطشان در طلب آب می دود، تو نیز خود را نیازمند و تشنه ی نماز می دیدی. فرموده بودی: «آدم گرسنه با خوردن غذا و آدم تشنه با نوشیدن آب سیر می شود؛ ولی من از خواندن نماز سیر نمی شوم.»
یک روز هم که گروهی از قبیله ی بنی ثقیف به حضورت رسیدند و شرط کردند که اگر از خواندن نماز معاف باشند، مسلمان می شوند، چهره درهم کشیدی و به آن ها گفتی: «دینی که در آن نماز نباشد، خیری در آن نیست.»
و آن روز، نمازِ تو، ابوجهل را دیوانه کرده بود. خون به صورتش دویده بود و دندان هایش را از شدت خشم به هم می فشرد. دست هایش را مشت کرده بود و به نقطه ای خیره مانده بود؛ اما تو بدون کوچک ترین توجهی به اطرافت، پیشانی بر خاک گذاشته بودی و با خدایت مناجات می کردی. خون، خون ابوجهل را می خورد. آرامش عجیب تو او را دیوانه تر می کرد. در آن لحظه باید به سوگندی که به «لات» و «هبل» خورده بود، عمل می کرد. او قسم یاد کرده بود، یک روز که بر خاک می افتی و نماز می خوانی، به تو حمله کند. حالا آن لحظه ی موعود بود؛ اما دلش چون سیر و سرکه می جوشید. اما حرفی زده بود که از عاقبت آن می ترسید. او می ترسید خدایی که تو می گفتی، او را ناگهان «دود» کند. می ترسید وقتی به تو نزدیک می شود برای همیشه در همان جا هم چون مجسمه ای خشک شود. می ترسید که ...
کسانی هم که با نگاه های نگران به ابوجهل خیره مانده بودند، ترس را در وجود او می دیدند. ابوجهل می ترسید؛ اما تاب تحمل نگاه هایی را که بعدها به او به عنوان یک آدم ترسو می نگریستند، نداشت، یکی از میان آن هایی که به ابوجهل خیره مانده بود، گفت: «ببین! محمد به خاک افتاده است!»
دیگر زمان درنگ نبود. ابوجهل خشمگین و دیوانه وار به سوی تو دوید؛ اما هنوز به تو نرسیده بود که بر جایش میخکوب شد. مثل کسی که از خود دفاع کند، با سرعت دست هایش را در هوا تکان می داد و فضا را می شکافت. در همان حال نیز به عقب باز می گشت. همه دیدند که چهره ی ابوجهل مثل گچ سفید شده است. عرق سردی بر پیشانی اش نشسته و با چشم های هراسان به تو خیره مانده بود. ترس، ابوجهل را نیمه جان کرده بود. صدایش گویا از اعماق زمین درمی آمد:
ـ میان خودم و او خندقی از آتش دیدم. در آن آتش، بال و پرهایی به من نزدیک شدند ... وحشتناک بود! وحشتناک بود! وحشتناک بود!
و تو آنگاه که نمازت را به پایان بردی، لبخند ملایمی بر لب داشتی. آن هایی که شاهد آن منظره بودند، دورت حلقه بستند و تو به آرامی گفتی: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، اگر به من نزدیک شده بود، فرشتگان خدا بدن او را قطعه قطعه می کردند!»
یک سبد گل محمدی، محمد ناصری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:20 قبل از ظهر
آداب همسایه داری ( سیره نبوی )
آداب همسایه داری
حقوقی را که اسلام برای همسایه مقرر داشته و آدابی که مؤمنان را در این خصوص به رعایت آن ملزوم ساخته، بسیارند.
روزی رسول خدا (ص) از یاران خود پرسید: آیا می دانید حق همسایه چیست؟ حاضران پاسخ منفی دادند. آن حضرت فرمود: حق همسایه آن است که اگر در کاری از شما درخواست کمک کرد به او کمک نمایید، اگر وام خواست به او بپردازید، هرگاه تهی دست شد از او دستگیری کنید، چنانچه خیری به او رسید به او تبریک بگویید. هنگام بیماری به عیادتش بروید، در مصیبت ها به او تسلیت بگویید، اگر مُرد در تشییع جنازه اش حاضر شوید، به ارتفاع خانه ی خود بدون موافقت او نیفزایید تا مانع وزش نسیم و جریان هوا نشود، هرگاه میوه ای خریدید، مقداری به او هدیه کنید و اگر مایل به این کار نبودید، آن را مخفیانه به منزل ببرید و دقت کنید که فرزندتان آن را از خانه بیرون نبرد که فرزند او ببیند و به خاطر آن بهانه گیری کند و با بوی غذا ی مطبوع خود او را میازارید. مگر آن که مقداری برایش بفرستید. گرامی داشتن و احترام نمودن همسایه نیز از سفارش های اکید اسلام است.
رسول خدا (ص) فرمود: احترام همسایه بر انسان، مانند احترام مادر بر او لازم است.
آداب معاشرت
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:19 قبل از ظهر
سیره ی نبوی ( سیره نبوی )
سیره ی نبوی
می توان گفت که بزرگ ترین مرتبه ی صله رحم، رسیدگی جانی به خویشان است و آن در جایی است که جان یکی از بستگان انسان در خطر باشد که در این صورت وی باید تا پای جان بایستد و از خویشان خود ـ در چارچوب اسلام و معیارهای مکتب ـ دفاع کند، تا ضرر را از او دفع نماید.
رسول خدا (ص) فرمود: هر کس با جان و مالش، صله رحم کند خدای متعال اجر صد شهید را به او می دهد.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:14 قبل از ظهر
ویژگی های امت پیامبر (ص) ( قطعات ادبی )
ویژگی های امت پیامبر (ص)
و همچنین بر ما منت نهاد به خاطر این که ما را آخرین امت نسبت به همه ی کسانی که آفریده قرار داد، و ما را شاهد و گواه کسانی قرار داده که منکر حقایق دین و احکام خدا هستند، و جمعیت ما را در برابر امت های دیگر فزونی بخشید.
بار خدایا! بر محمد درود فرست که امین وحی و برگزیده از میان آفریدگان و انتخاب شده از میان بندگانت و پیشوای رحمت و مهربانی، و قائد خیر و نیکی و کلید همه ی برکت هاست.
صحیفه ی کامله ی سجادیه، ترجمه ی: حجة الاسلام و المسلمین تقدسی نیا
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:13 قبل از ظهر
شأن نزول آیه ی 79 از سوره ی «آل عمران» ( پیامبر در قرآن )
شأن نزول آیه ی 79 از سوره ی «آل عمران»
«هیچ بشری را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری بدهد، سپس او به مردم بگوید: به جای این که بنده ی خدا باشید، بنده ی من باشید؛ بلکه ( باید بگوید) خداشناس و خداپرست باشید چنان که این حقیقت را از کتاب به دیگران می آموزید و خود نیز می خوانید.»
در مورد شأن نزول این آیه گفته شده ست که شخصی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: ما به تو، همانند دیگران، سلام می کنیم؛ در حالی که به نظر ما چنین احترامی کافی نیست؛ تقاضا داریم به ما اجازه بدهید برای شما احترام بیشتری قائل شویم و تو را سجده کنیم.
پیامبر (ص) فرمود: سجده برای غیر خدا جایز نیست. پیامبر خود را تنها به عنوان بشر احترام کنید؛ ولی حق او را بشناسید و از او پیروی کنید.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:12 قبل از ظهر
سیره ی نبوی ( سیره نبوی )
سیره ی نبوی
پیامبر بزرگوار اسلام رفتار مناسب همسایگان با یکدیگر را، در تأمین سعادت و آسایش انسان ها مؤثر می دانست و به یارانش توصیه می کرد تا در جایی مسکن گزینند که بتوانند از نعمت وجود همسایگان بهتری برخوردار شوند. وقتی یکی از اصحاب از ایشان پرسید: ای رسول خدا (ص)! تصمیم دارم خانه ای بخرم، به نظر شما کدام محله را انتخاب کنم؟ ...
حضرت بدون آن که محله ی خاصی را به او پیشنهاد کند، فرمود: اول همسایه سپس خانه، اول رفیق آنگاه سفر.
مستدرک الوسائل، جلد 8
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:11 قبل از ظهر
پرسش و پاسخ ( پرسش و پاسخ )
پرسش و پاسخ
با آمدن پیامبر بعدی، آیا باقی بودن بر شریعت پیامبر قبل نزد خدا پذیرفته است؟
آیا اعتقاد به هر یک از ادیان الهی و توقف در آن در این زمان سبب رستگاری می شود؟
قرآن کریم در این رابطه می فرماید:
۱) از طرف خدا فقط یک دین و یک راه برای هدایت و خوشبختی آدم ها آمده است که از آن به عنوان صراط مستقیم یا اسلام یاد می کنند. هر یک از پیامبران، این راه واحد را در حد فهم مردم زمان خود به مردم معرفی کرده اند. آمدن هر پیامبر نشانه ی آن است که بخشی از تعلیمات پیامبر پیش از او، اکنون برای مردم مناسب نیست و نمی تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد.
2) هر پیامبری که می آمد، آمدن پیامبر بعدی را بشارت می داد. و بر پیروی از او تأکید می کرد، بنابراین وجود دو یا چند دین در یک زمان نشانه ی آن است که پیروان پیامبر گذشته و به خصوص بزرگان دین آن ها به پیامبران بعد ایمان نیاورده اند، و این خود یک گمراهی بزرگ و سرپیچی از فرمان خدا و پیامبران گذشته است.
3) ما در زمانی به سر می بریم که جز قرآن کریم، هیچ کتابی نیست که از تحریف مصون مانده باشد و ما مطمئن باشیم که تعلیمات آن همان تعلیماتی است که خدا فرستاده است. پس این کتاب ها نمی توانند به نیاز ما که دستیابی به راهنمایی خدا است پاسخ دهند.
4) بر مبنای آن چه بیان شد وجود چند دین الهی معنا ندارد. زیرا این خود سبب سرگردانی مردم می شود که میان آن ادیان کدام را انتخاب کنند. در حالی که دین برای نجات مردم از ذلالت و سرگردانی آمده است. به همین جهت قرآن کریم به روشنی می فرماید:
و هر کس دینی غیر از اسلام برگزیند ـ از او پذیرفته نیست ـ و او در آخرت از ریاکاران است. (سوره آل عمران آیه 85)
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:10 قبل از ظهر
حیران ( شعر )
حیران
تو بیفکن نظری ساغر می در نوشم
بسپارم به تو دین و دل و عقل و هوشم
من از آن واله و سرگشته و حیران گشتم
که مدامم برسد زمزمه ای بنیوشم
تا کی از عشق مرا بی خبری خواهد بود؟
تا به کی جلوه ی غیر تو کند مدهوشم
خواستم پا بنهم در ره وصل تو ولی
آمد از صاحب دل این سخن اندر گوشم
«قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن»
چه کنم؟ زهره ندارم که سر خود جوشم
شده ام بلبل مستی که به دنبال نسیم
می روم از پی عطر گل و بس می کوشم
تو نما گوشه ی چشمی به من مهر پرست
چون غبارم من و برگیر تو در آغوشم
«من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم»
محمد فرزان صباحی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:6 قبل از ظهر
مشکله ی قبایل بنی بکر ( زندگی نامه )
جنگ بدر
مشکله ی قبایل بنی بکر
در این هنگام که سپاه سرکش قریش آماده ی حرکت بود، زعماء مکه از قبیله «بنی بکر» ـ از کنانه ـ اندیشیدند، و بیم آن کردند که چون نیروهای مکه به سمت شمال رهسپار شود، این قبیله از پشت سر به ایشان حمله کنند و ایشان در میان دو آتش گرفتار شوند، و در چنین حال که فکر انصراف از حرکت، و صرف نظر از حمایت کاروان در میان سران قریش قوت می گرفت، شیطان در صورت «سراقة بن مالک بن جعشم» ـ از اشراف کنانه ـ پدیدار شد، و قریش را از جهت حمله آن قبیله آسوده خاطر ساخت، و بیم و هراسشان از پشت جبهه را فرو کاست. در این هنگام چون قریش از این جهت خاطر بپرداختند، شتابان از شهر بیرون تاختند، و به سمت شمال رهسپار گشتند. «ابن کثیر» در تاریخ خود پیرامون حرکت سپاه مکه می گوید: این همان معنای قول خدای تعالی است که گفت: و به مانند آنان می باشد که از سر طغیان و خود نمائی از شهر و دیارشان بیرون تاختند، و مردمان را از پوئیدن راه خدا باز می دارند، و خدا اعمال ایشان را زیر نظر دارد، آنگاه که شیطان اعمالشان را در نظرشان بیاراست و گفت: امروز کسی را یارای پیروز شدن بر شما نیست، و من زنهار دهنده ی شمایم، پس چون آن دو جبهه با هم روبرو شدند، شیطان واپس رفت، و گفت: من از شما بیزارم، من چیزی می بینم که شما نمی بینید، من از خدا می ترسم، و خدا سخت کیفر است1.
نسب قبیله «بنی بکر بن عبد مناة بن کنانه» در «کنانة بن خزیمه» به قریش می پیوندد، و منازل این قبیله میان مکه و مدینه پراکنده بوده است، و به هنگام خروج سپاه مکه به قصد ماندن کاروان، میان این قبیله و قریش جنگ در جریان بود، و علت بروز این جنگ این بود که مردی از «بنی عامر بن لوئی» ـ از قبایل قریش ـ یکی از افراد قبیله بکر را کشته بود.
ادامه دارد ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ آیه های 47 ـ 48، سوره ی انفال.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:56 قبل از ظهر
آثار بی اعتنایی به نماز از نظر پیامبر (ص) ( حدیث نبوی )
آثار بی اعتنایی به نماز از نظر پیامبر (ص)
پیامبر فرموده اند: تا زمانی که انسان نمازهایش را بجا آورد شیطان سراغ او نمی رود و هنگامی که آن را ترک می کند شیطان بر او چیره شده و به گناهان بزرگ وادارش می کند.
آثار ترک نماز از نظر پیامبر:
ــ از رسول خدا نقل شده است که کسی که نماز را سبک شمارد خداوند برکت از عمر و روزی او برمی دارد و هر عملی انجام دهد پاداش نمی برد. دعایش به آسمان بالا نمی رود از دعای نیکوکاران بهره ای نمی برد و در ذلت و خواری و گرسنگی و تشنگی می میرد.
اخلاق عبادی، علی اصغر الهی نیا ـ غلام عباس طاهرزاده
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:53 قبل از ظهر
کانون مهر ( حدیث نبوی )
کانون مهر
رسول خدا می فرمایند:
این گفته ی مرد به زن که «تو را دوست دارم» هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود.
و نیز می فرمایند:
نشستن مرد در کنار همسرخود پیش خدا دوست داشتنی تر از اعتکاف و شب زنده داری در مسجد النبی در مدینه است.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:51 قبل از ظهر
عوامل دریافت رحمت الهی در روایات ( سیره نبوی )
عوامل دریافت رحمت الهی در روایات
در روایاتی از پیامبر و اهل بیت (ص) که عدل قرآن هستند نیز برای مشمول رحمت خدا شدن سفارشاتی به چشم می خورد از جمله:
1ـ عیادت مومن بیمار: «مَن عادَ مؤناً خاضَ الرَّحمه خُوضا» هر کس به عیادت بیمار مومنی برود غرق در رحمت الهی شده است.
2ـ کمک به ضعفا: به طبقه ی محروم رحم کنید و با این عمل خود، از خداوند طلب رحمت نمایید.
3ـ ترحّم به عیالمندان: در روایات بسیار سفارش شده است که به کسانی که دختران متعدّد دارند کمک کنید.
4ـ دعا، نماز، سخن نرم، دست دادن و معانقه با برادران دینی خود نیز از اسباب دریافت رحمت الهی است.
5ـ رفع گرفتاری مردم: در روایات می خوانیم که افراد گرفتاری که برای حل مشکل خود به شما مراجعه می کنند رحمت الهی هستند، آنان را رد نکنید.
تفسیر سوره ی حجرات، محسن قرائتی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:50 قبل از ظهر
گستردگی نعمت های الهی ( حدیث نبوی )
گستردگی نعمت های الهی
امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند که: هر کس نعمت های الهی را تنها در خوراک و پوشاک و... بداند عملش کوتاه و عذابش نزدیک است.
تفسیر سوره ی حجرات، محسن قرائتی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:47 قبل از ظهر
مسلمانان و کتابی ( داستان )
مسلمانان و کتابی
در آن ایام، شهر کوفه مرکز ثقل حکومت اسلامی بود. در تمام قلمرو و کشور وسیع اسلامی آن روز، به استثناء قسمت شامات، چشم ها به آن، شهر دوخته بود که،چه فرمانی صادر می کند و چه تصمیمی می گیرد.
در خارج این شهر دو نفر یکی مسلمان و دیگری کتابی (یهودی یا مسیحی یا زرتشتی) روزی در راه به هم برخورد کردند. مقصد یکدیگر را پرسیدند. معلوم شد که مسلمانان به کوفه می روند، و آن مرد کتابی در همان نزدیکی، جای دیگری را در نظر دارد که برود. توافق کردند که چون در مقداری از مسافت راهشان یکی است با هم باشند و با یکدیگر مصاحبت کنند. راه مشترک، با صمیمیت، در ضمن صحبت ها و مذاکرات مختلف طی شد. به سر دو راهی رسیدند: مردم کتابی با کمال تعجب مشاهده کرد که رفیق مسلمانش از آن طرف که راه کوفه بود نرفت، و از این طرف که او می رفت آمد. پرسید:« مگر تو نگفتی من می خواهم به کوفه بروم؟.»
- «چرا»
- «پس چرا از این طرف می آیی؟ راه کوفه که آن یکی است.»
- «می دانم، می خواهم مقداری تو را مشایعت کنم. پیغمبر ما فرمود: «هرگاه دو نفر در یک راه با یکدیگر مصاحبت کنند، حقی بر یکدیگر پیدا می کنند.» اکنون تو حقی بر من پیدا کردی. من به خاطر حق که به گردن من داری می خواهم چند قدمی تو را مشایعت کنم و البته بعد به راه خودم خواهم رفت.»
-«اوه، پیغمبر شما که این چنین نفوذ و قدرتی در میان مردم پیدا کرد و با این سرعت دینش در جهان را ئج شد، حتماً به واسطه ی همین اخلاق کریمه اش بوده است.»
تعجب و تحسین مردم کتابی در این هنگام به اوج خود رسید، که برایش معلوم شد، این رفیق مسلمانش، خلیفه ی وقت علی بن ابیطالب«ع» بود. طولی نکشید که همین مرد مسلمان شد، و در شمار افراد مومن و فداکار اصحاب علی علیه السلام قرار گرفت.»
داستان راستان، شهید استاد مرتضی مطهری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:44 قبل از ظهر
غذای دسته جمعی ( سیره نبوی )
غذای دسته جمعی
همین که رسول اکرم و اصحاب و یاران از مرکب ها فرود آمدند، و بار ها را بر زمین نهادند، تصمیم جمعیت براین شد که برای غذا، گوسفندی را ذبح و آماده کنند. یکی از اصحاب گفت: « سر بریدن گوسفند با من.»
دیگری:« کندن پوست آن با من.»
سومی:« پختن گوشت آن با من.»
چهارمی:«.....»
رسول اکرم:« جمع کردن هیزم از صحرا با من.»
جمعیت:« یا رسول الله شما زحمت نکشید و راحت بنشینید، ما خودمان با کمال افتخار همه ی این کارها را می کنیم.»
رسول اکرم:« می دانم که شما می کنید ولی خداوند دوست نمی دارد بنده اش را در میان یارانش با وضعی متمایز ببیند که، برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شده باشد.»
سپس به طرف صحرا رفت و مقداری لازم خار و خاشاک از صحرا جمع کرد و آورد.
داستان راستان، استاد مرتضی مطهری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:42 قبل از ظهر
توصیه هایی از پیامبر اکرم (ص) ( حدیث نبوی )
توصیه هایی از پیامبر اکرم (ص)
P فرو نشاندن خشم؛ وضو گرفتن یا غسل کردن با آب سرد در فرو نشاندن آتش خشم موثر است.
P هرگاه یکی از شما را خشم گرفت، با آب سرد وضو بگیرد، زیرا خشم از آتش است.
Pطول عمر؛ از رسول خدا نقل شده، آن که عفوش بسیار شد، عمرش طولانی می شود.
Pاز بین رفتن کینه ها؛ رسول خدا(ص) فرمود: از یکدیگر در گذرید تا کینه ها از میانتان رخت بربندد.
Pعزّت دنیا و آخرت؛ پیامبر(ص) فرمود: هر که از لغزشی در گذرد، خداوند به سبب این گذشت، عزّت دنیا و آخرت را به او عطا می کند.
P رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره ی اهمیت صله رحم فرمود:
به آنان که حاضرند و آنان که غایبند و آنان که از صلب های مردان و رحم های زنان تا روز قیامت به دنیا می آیند، سفارش می کنم که صله ی رحم نمایند، گرچه مستلزم پیمودن یک سال راه باشد، زیرا صله رحم یکی از مسائل مهم دین است.
آداب معاشرت، محمد مقدس نیان، محمد مهدی محمدی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:40 قبل از ظهر
درخواست مقام و درجه برای پیامبر(ص) ( قطعات ادبی )
درخواست مقام و درجه برای پیامبر(ص)
امام سجاد (ع)
بار خدایا رنج و سختی که پیامبرت درباره ی دین تو متحمل شد او را در بلندترین درجه از درجات بهشت قرار بده، تا هیچ کس در رتبه و منزلت او نرسد. و کسی در آن مقام همانند او نباشد، و هیچکس فرشته مقرب و پیامبر مرسلی به مقام و درجه ی او برابری نکند.
ای کسی که وعده اش نافذ، به قولش وفادار و ای کسی که گناهان را تبدیل به چندین برابر حسنت می کنی به درستی که تو صاحب فضل عظیم می باشی (پس آن چه درباره ی رسول خدا (ص) خواسته ام اجابت فرما.)
صحیفه ی کامله ی سجادیه، ترجمه ی: حجة الاسلام والمسلمین تقدسی نیا
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:30 قبل از ظهر
تعجیل در عقوبت سه گناه ( حدیث نبوی )
تعجیل در عقوبت سه گناه
حضرت رسول اکرم(ص) فرموده اند: عقوبت سه گناه سریعتر به آدمی می رسد:
ا) عقوق والدین
2) ظلم در حق مردم
3) ناسپاسی در مقابل کارهای نیک دیگران
امالی، شیخ طوسی
جلای دل
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: دل همانند آهن زنگ می زند؛ پس دل خود را با یاد مرگ و تلاوت قرآن جلا دهید.
بحارالانوار
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:26 قبل از ظهر
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by khazraa
