خضراء
کار گروهی جوانان ونوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اکرم (ص)
درباره ...
مرضیه توحیدلو
فائزه جعفری
ناهید موسوی
لیلا حسنی
مریم بیات
اعظم نوری
صغری بنابی فرد
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
امكانات ويژه
ارزش وجود پیامبر ( قطعات ادبی )
ارزش وجود پیامبر
حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که به خاطر نعمت رسالت و نبوت پیامبرش حضرت محمد (ص) بر ما منت نهاد. نعمتی که امت های گذشته و مردم پیشین از ما از آن بی بهره بودند. و این نعمت رسالت بر اساس قدرت الهی است که از هیچ چیزی هر چند بزرگ باشد عاجز و ناتوان نیست و چیزی از قدرت او فوت نمی گردد اگر چه بسیار کوچک و لطیف باشد.
صحیفه ی کامله ی سجادیه، ترجمه ی تقدسی نیا
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت
9:36 قبل از ظهر
نیایش ( قطعات ادبی )
نیایش
الهی، تا به حال می گفتم گذشته ها گذشت. اکنون، می بینم که گذشته هایم نگذشت؛ بلکه همه در من جمع است، آه، آه، از یوم جمع.
الهی، وقتی بیدار شدم که هنگام خوابیدن است.
الهی، خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستگی است.
الهی، دل چگونه کالایی است که شکسته آن را خریداری و فرموده ای: خریدار دل شکسته ام.
الهی نامه، حسن حسن زاده آملی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت
9:49 قبل از ظهر
نیایش ( قطعات ادبی )
نیایش
ستایش ویژه آن خدایی است که رازها می داند و شگفتی های جهان طبیعت بر هستی او گواهی می دهد. خدایی که از دیده های بینا نهان است و در آئینه دل ها عیان . چشمی که او را نبیند، هستی او را انکار نتواند. قلبی که او را عیان بیند، نقشی از هستی او نمودار نسازد.
از نیروی پادشاهی نهانش و از شگفتی های فرایند حکمتش نمایشی ـ جلوه گر ساخته و از داغ عجزی که بر پیشانی بندگان منقّش ساخته و دست نیاز خلایق که پیوسته به درگاهش برخاسته ـ سندی گویا بر معرفت خود پیراسته، تا آن حد که نوپردازیش نشانه های کاردانی عیان است و از این رو ـ آن چه هست و نیست بر هستی او گواه است، با آن که عالم هستی سراسر در خموشی و سکوت فرو رفته ـ نقش آفرینی ذات مقدسش را با صد زبان ثناخوان است. از جلوه های آفرینش او آسمان ها است که بی ستون برافراشته و بی پشتوانه ای برپاداشته، فرمودشان بیایید.
به فرمان او گردن نهاده بی درنگ و شتابان آمدند. اگر به ربوبیت او معترف نبودند و سر طاعت بر آستانه ی فرمانش نمی سودند، آسمان ها را پایگاه عرش اقتدارش نمی ساخت و جایگاه فرشتگانش نمی فرمود و گفتار خجسته و کردار شایسته ی بندگانش تا آشیانه ی بلند آن پرواز نمی گرفت.
بنگر به خورشید و ماه و درخت و گیاه ـ بنگر به روانی آب و سختی سنگ و به روشنایی روزها اندر پس تاریکی ها، بنگر به جوش و خروش دریاها و بسیاری کوه ها و بلندای قله ها و این گونه گون لهجه ها و زبان ها، پس وای بر آن کس که مهندس آسمان ها را نشناسد و مدبر کیهان را منکر آید.
پندارند کشتزار وجودشان را چون گیاهان خودرو باغبان نباشد و اندام دلارامشان را نقاش و پیکر تراشی نباشد ...
بار خدایا! تو سزاوار هر ستایش نیکویی. تو صاحب مدح و ثنای فراوانی، اگر به درگاهت نیاز آورند، بهترین کارسازی و اگر به فیض و کرامت دل گرم شوند، بهترین مایه ی امیدی. بار خدایا! تو زبانم را به ثنای خود باز کردی، ثنایی که آن را شایان تو دانستم و جز تو را به آن نستودم و از تقدیم آن به ساحت دیگران که جز نومیدی و تردید سودی به بار نمی آورد اِبا ورزیدیم.
اصول دین در پرتو نهج البلاغه، استاد محمد باقر بهبودی
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ساعت
9:29 قبل از ظهر
ویژگی های امت پیامبر (ص) ( قطعات ادبی )
ویژگی های امت پیامبر (ص)
و همچنین بر ما منت نهاد به خاطر این که ما را آخرین امت نسبت به همه ی کسانی که آفریده قرار داد، و ما را شاهد و گواه کسانی قرار داده که منکر حقایق دین و احکام خدا هستند، و جمعیت ما را در برابر امت های دیگر فزونی بخشید.
بار خدایا! بر محمد درود فرست که امین وحی و برگزیده از میان آفریدگان و انتخاب شده از میان بندگانت و پیشوای رحمت و مهربانی، و قائد خیر و نیکی و کلید همه ی برکت هاست.
صحیفه ی کامله ی سجادیه، ترجمه ی: حجة الاسلام و المسلمین تقدسی نیا
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت
10:13 قبل از ظهر
درخواست مقام و درجه برای پیامبر(ص) ( قطعات ادبی )
درخواست مقام و درجه برای پیامبر(ص)
امام سجاد (ع)
بار خدایا رنج و سختی که پیامبرت درباره ی دین تو متحمل شد او را در بلندترین درجه از درجات بهشت قرار بده، تا هیچ کس در رتبه و منزلت او نرسد. و کسی در آن مقام همانند او نباشد، و هیچکس فرشته مقرب و پیامبر مرسلی به مقام و درجه ی او برابری نکند.
ای کسی که وعده اش نافذ، به قولش وفادار و ای کسی که گناهان را تبدیل به چندین برابر حسنت می کنی به درستی که تو صاحب فضل عظیم می باشی (پس آن چه درباره ی رسول خدا (ص) خواسته ام اجابت فرما.)
صحیفه ی کامله ی سجادیه، ترجمه ی: حجة الاسلام والمسلمین تقدسی نیا
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت
10:30 قبل از ظهر
نیایش از رابعه عدویه ( قطعات ادبی )
نیایش از رابعه عدویه
الهی مرا از دنیا چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ای به دوستان خورده، که ما تو را بس. خداوندا، اگر تو را از خوف دوزخ می پرستم در دوزخم بسوز و اگر به امید بهشت می پرستم بر من حرام گردان و اگر از برای تو، تو را می پرستم جمال باقی از من دریغ مدار. بار خدایا اگر فردا به دوزخ کنی من فریاد برآرم که تو را دوست داشتم با دوستان چنین کنند؟ الهی کار من و آرزوی من از جمله دنیا، یاد توست و آخرت بقای تو.
به عزت تو سوگند اگر مرا از درگاهت برانی دور نمی شوم به جهت محبتی که از تو بر دل من است.
تذکرة الاولیا، حزیه الدین عطار نیشابوری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت
8:24 قبل از ظهر
چراغ سبز ( قطعات ادبی )
چراغ سبز
از آن شاپرکی که از زمین پست به سوی آسمان عروج می کند و از آن قاصدکی که از مادرش جدا می شود همان گلی که از زمان وجودش او را حفظ کرده جدا می شود و به سوی تو می آید. خدایا! تمام قاصدک های زیبا و روشنت را به سوی خود بردی در حالی که ما از وجود آن ها فیضی نبرده ایم. خدایا! ما نیاز به بودن آن ها داریم، درست است که تو بوستانی از وجود آن ها و سخنان زیبا و دلنشین خود را در آن نهاده و آن را در زمین برای ما قرار داده ای پرستوهای بهاری ات را به طرف هفت آسمان عالم می کشی و به فردوس بهشتت می بری. ما به تو جانمان را که در ره تو ارزش ندارد قسم نمی دهیم بلکه تو را به جان با ارزش و رحمت آفرین زیبا رویت قسم می دهیم که ما از آنها جدا مکن و ما را در فراغ آنها سوگ مده بر ما قرار بده تا بتوانیم بر آنها بپیوندیم.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت
12:3 بعد از ظهر
نیایش ( قطعات ادبی )
نیایش
معبود را سپاس بی کران تو را سزاست که بر من هستی بخشیدی و بر من قدرت دادی تا بنده ای ناچیز برای تو باشم و هم شکر تو را که مهر و محبت را آفریدی وبه سبب آن بین بندگان الفت و عطوفت بخشیدی که تو رحمان و رحیمی.
معبودا! شکرمن در برابر بزرگی مهربانیات کوچک است. مهر تو انبوه و زبان من از شمارش آن ها قاصر و فهم من از ادراک آن ها کوتاه. چگونه می توانم شکرتو را گویم. در حالی که عزتم در نعمت های تو و بهره مند از الطاف بی پایان تو.
معبودا! ما را از آنانی گردان که درخت اشتیاق تو در بستانهای سینههای آنها رشد کرده و سوز محبت تو در سرتاسر دلشان درگرفته است. بار خدایا، بر من رسیدن به آن چه را که آرزو دارم آسان کن.الهی ما را در کشتی نجات خود جای ده و به ساحل رستگاری برسان و شیرینی دوستی و حبّت و لذت مناجات را به ما نیز بچشان.
معبودا! چه شیرین است سیر به سویت و پرواز به بارگاهت با بال هایی از ایمان و تقوا و چه لذت بخش است عروج به سوی تو همراه با عشق وایمان و چه خوش است مزه دوستت با دوستی بهترین بندگانت و چه گواراست قرب تو با قرابت دوستانت.
خدایا، به تو شرک نمی ورزم. به یگانگی تو شهادت می دهم و به وحدانیت تو گواهم. تو که از اسرار دل ها آگاهی.
بارالها! به تو پناه می برم از وسوسه ونیرنگ شیطان، و از تیرگی و آلودگی قلب های ناپاک. پناهم ده ای پر مهر، ای پر بخشش و ای مهربان چطور فراموشت کنم در حالی که همیشه به یاد منی و چگونه دل به جای دیگر دهم در حالی که تو مراقب منی.
معبودا! آیا زمانی که دوستت دارم از خود دورم می کنی؟ آیا زمانی که مهر تو نیاز دارم محرومم می کنی و نومیدم می گذاری؟ ای کاش می دانستم که مرا از اهل سعادت می گردانی تا خاطرم آرام می گرفت.
خدایا، گناهانم را در سایه ابر رحمت خود جای ده و برای شست و شوی آنها ابر بارنده مهربانت را بفرست. آیا جز درگاه تو پناهی دارم.
معبودا! مرا از نزدیک ترین راه به درگاهت ببر.
معبودا! تو مرا منی نه دیگری، وصال تو آرزوی دل من است. شیفته دوستی توام دلدادگیام در هوای توست و مقصودم رضای تو. حاجتم دیدار توست و خواستهام جوار تو. نهایت خواهشم نزدیکی توست وخواستهام جوار تو. نهایت خواهشم نزدیکی توست خرمی و راحتم در مناجات توست. داروی دردم و بهبودی سوز دلم تویی.
بارالها! پس من به چه وسیله ای به بارگاهت باریابم؟ مگر نه این که باید وسیله ای برای قرب تو داشته باشم؟ آیا شایسته است که به نومیدی از درگاهت برگردم؟ چطور امید به دیگری داشته باشم در حالی که همه خبرها به دست توست. آیا از تو امید ببرم در حالی که نخواسته به من احسان کردی. پس مونسم باش. مرا از خود دور مساز. و رویت را از من برنگردان ای آرمانها و مطلوبم و ای خواسته و ای آرزویم. سوگند به عزتت برای آرامش قلبم جز تو کسی را نمی یابم. پس مرا قرین نعمت خود ساز تا به یاد تو آرام گیرم.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ساعت
8:50 قبل از ظهر
سفر دل ( قطعات ادبی )
سفر دل
خیالم را به جانب آسمان مهر دوست پر و بال می بخشم ناگاه خویش را بر ساحلی امن و آرام مییابم. چشمانم نظاره گر دریاست. وسعت بی کران دریا شهد آرامش بر وجودم می چشاند، نسیمی که از جانب دریا می وزد و بوی لطافت دریا به مشامم می رساند و دست نوازش بر گونه هایم می کشاند چشمانم را رهسپار افق دور دست می کنم. آنجا که پیوندی است میان آسمان و دریا. احساس خاص در درونم جوانه می زند و در خاک دلم ریشه می دواند کششی خاص مرا به جانب خویش فرا می خواند. نمی دانم شاید دلم رهسپار دیار عشق گشته اما کدامین معشوق مرا بسوی خود فرا میخواند، کدامین نگار زیباست که دلم سرگشته مهر اوست؟ این حزن شیرین از کدامین سوی به جانب دلم روانه گشته و چرا من به کنار دریا و به نظاره آسمان چنین شوری در دلم به پا خواسته؟ ناگه صدایی از درونم بر می خیزد شاید برای عشق او دلی می باید داشت به وسعت دریا و به پاکی آسمان. دلم را به دریا میسپارم تا وسعت از دریا گیرد و تصویر آسمان پاک را در خویش مصور سازد. از ژرفای وجود طالب عشقش می گردم. مدتی است که سرگشته و مدهوش اسیر تلاطم امواجم. نمی دانم مرا به کدامین سوی می کشاند. آیا ره به بی نهایت خواهم برد. عشق را از اعماق درون میخوانم، ناگاه خورشید عشق از افق بیکران طلوع می کند و مرا در پرتو انوار طلایی مهرش می گیرد.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه هجدهم مهر 1385 ساعت
8:37 قبل از ظهر
دعاهای پیامبر اکرم (ص) ( قطعات ادبی )
دعاهای پیامبر اکرم (ص)
* خداوندا، مرا چنان کن که شکر تو را بزرگ بشمارم و بسیار به یاد تو باشم و از نصیحت تو پیروی کنم و وصیت تو را حفظ کنم.
* خداوندا، گناهانم و تمامی خطاهایم را ببخش. «خداوندا، به من توان ده و کارم را به صلاح آور و به کارهای نیک و اخلاق پسندیده هدایت کن ، چرا که جز تو کسی نمی تواند به کارهای نیک هدایت کند و از کارهای بد منصرف کند.»
* خداوندا، من از تو صحت ایمان و استواری در حسن وخلق و کامیابی ای که رستگاری به دنبال داشته باشد و رحمتی از سوی تو و عافیت و مغفرت و رضوانی از سوی تو خواهانم.
« خداوندا، ای گرداننده دلها، دلهای ما را سوی طاعت خود بگردان.»
پیام پیامبر، بهاء الدین خرمشاهی و مسعود انصاری
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
سه شنبه هجدهم مهر 1385 ساعت
8:36 قبل از ظهر
نوای دلنشین ( قطعات ادبی )
نوای دلنشین
در کرانهی آسمان نگاه ابری ام را باز می کنم نوری در اوج آسمان تجلی می کند در سوی دیگرش ستاره ی زرد رنگی را می بینم چشمکی با هم ردّ و بدل می کنیم و بعد سرم را می چرخانم طرف دیگر، جسمی بی روح را می بینم که ردپایی در آسمان از خود بر جای می گذارد آنقدر دنبالش نگاهم را می گردانم تا در دیدگانم محو می شود و باز نگاه منتظری به آسمان می کنم آنگاه ناگهان صدای بلند بر می خیزد می شنوم که مردم دیار عشق می گویند او، او آمد. او که ما را از ظلمت و تاریکی نجات داد و ما را از روی پل صراط خواهد گذراند (در روز قیامت) و بذر خدا شناسی و درک و فهم و عشق به خالق یکتا را در دلهای ما کاشته است سپس ستاره ی دنباله داری می بینم که آنقدر و آنقدر درخشان و زیبا است که از گفتن زیباییاش معزورم. نمیدانم از کجایش، از کجایش برایتان توصیف کنم چگونه، چگونه بگویم او زیبا بود چون می دانم که از گفتن اوصاف او شرمسار خواهم بود این را می گویم آسمان تاریک را آنچنان روشن کرد که همه ی چیزهایی که دیده بودم محو شد ماندم خدایا او چه بود او که بود آیا او جسمی سرد و بی روح؟ نه امکان ندارد او تمام هستی عالم بود، او که با گفتن نامش همه او و خانواده اش را یاد می کنند و به روح اش صلوات می گویند آری او خاتم انبیاء محمد مصطفی بود(ص) که همه جا را با عطر بو و روشنایی قلبش دگرگون کرد و با آمدنش دل تمام مومنان در شادی اش غرق شد. نوای دلنشین سخن حضرت دوست در گوشها زمزمه می شود« اقراء بسم ربک الذّی خلق. خلق الانسان من علق» و او آخرین فرستاده و آخرین نگین انگشتر نبوت بود و هست.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت
9:44 قبل از ظهر
سخن اول ( قطعات ادبی )
سخن اول
بهترین و عزیزترین آغازگر خوبی ها- زیبا ترین گل دنیا- کسی که وجودش بر بسیاری از موجودات مهربان و دور اندیش جامعه ی ما ارزش مافو ق دارد_ پندها و گفته هایش مهر و گل های امید را در مزرعه ی زندگی شکوفا می سازد_ که میوه اش بسی شیرین و دلپذیر است.
آری او محمد (ص) است.
ای محمد! ای کسی که یاد آوری درخشش همت و تلاشت فروغ چشم هایمان است. در جامعه ی وجود تو صبر و ایمان سرشار است. و در نظام امنیت تو سرگردانی وجود ندارد تو مثال قلبی هستی که در سینه ی ما مسلمانان می تپد. ای قهرمان بزرگ خوبی ها، چیزی لایق تو در این دنیا وجود ندارد، که نثارت کنم تا بهترین لحظه ها و صحنه ها را ایجاد کنم اما چند واژه را که در طفل وجودم پیداست تقدیمت می نمایم: هرگاه رنجی به سراغم می آید، به باغ و بوستان پند و اندرزهای تو روان می شوم و گلی از هزاران گل پندهایت می چینم.
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
9:58 قبل از ظهر
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by khazraa