خضراء
کار گروهی جوانان ونوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اکرم (ص)
درباره ...
مرضیه توحیدلو
فائزه جعفری
ناهید موسوی
لیلا حسنی
مریم بیات
اعظم نوری
صغری بنابی فرد
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
امكانات ويژه
خطبه عُتَبه در سپاه مکه ( زندگی نامه )
جنگ بدر
خطبه عُتَبه در سپاه مکه
سپس عتبه بن ربیعه در برابر سپاه به ایراد خطبه پرداخت، و گفت: ای گروه قریش، به خدا قسم که شما از جنگ با محمد سودی نخواهید برد، و طرفی نخواهید بست، زیرا به خدا قسم، اگر شما دست به خوان او بیالایید، بعد از این هر یک از شما از نگریستن بروی آن دیگر کراهت خواهدداشت، زیرا او عموزاده اش را یا دایی زاده اش را یا فردی از طایفه اش را کشته، پس هم اکنون به مکه بازگردید، و محمد را با سایر قبایل عرب واگذارید، تا اگر او را بکشند، خواسته شما تحقق یابد، و اگر او پیروز شود شما نیز از راه سازش وآشتی با او درآیید، و از شوکت و قدرت او برخوردار شوید.
پیام پیغمبر (ص) به قریش
و در همین گیرو دار بود که پیغمبر (ص) سفیری به نزد سران قریش فرستاد، و به ایشان پیام داد که: به مکه بازگردید، و دست از جنگ بدارید، زیرا اگر دیگران با من سر از خصومت و پیکار درآیند برای من خوشایندتر از این است که شما در برابر من چنین موضعی اتخاذ کنید. وصول پیام پیغمبر (ص) رأی مخالفین جنگ را تقویت کرد، و حکیم بن حزام، که طرفدار بازگشت به مکه بود، با استفاده از این فرصت، گفت: «او پیشنهاد منصفانه ای را به شما عرضه کرده است، پس آن را بپذیرید، زیرا، به خدا قسم، اگر آن را رد کنید، بر او غلبه نخواهید کرد». ولی ابوجهل هم چنان در اصرار و عناد خود بماند، و گفت: به خدا قسم، اکنون که خدا امکان دست یافتن به ایشان را به ما عطا کرده، از جبهه ی کارزار بازنخواهیم گشت، مگر آنگاه که ا یشان را به هزیمت برانیم، و از خلال دره ها و شکاف کوه ها و کنار صخره ها دستگیر کنیم، و به اسارت ببریم!
آن که بر شتر سر خموی سوار است
این کوشش صلح جویانه از طرف عتبه مصداق بیان پیغمبر (ص) بود، که چون سپاه مکه را دیدار کرد گفت: اگر در وجود یکی از این قوم خیری باشد، آن یک تن همانست که بر آن شتر سر خموی سوار است، و اگر آن قوم از او اطاعت کنند، کارشان به صلاح و فلاح خواهد گرایید و این شترسوار همان عتبه بن ربیعه بن عبد شمس بن عبد مناف بود، که در جلوگیری از جنگ کوششی بسزا داشت، و خطبه ی مسلحانه اش در همان زمینه ی پیام مشفقانه ی پیغمبر (ص) بود.
آشوبگری ابوجهل
ولی ابوجهل، به مجرد اطلاع از مضمون پیام پیغمبر (ص) و فعالیت صلح جویانه ی عتبه، از شدت خشم برآشفت، و عتبه را به جبن و خوف از کشته شدن پسرش ـ که در سپاه اسلام بود ـ متهم ساخت، و حکیم بن حزام، فرستاده ی عتبه، را گفت: به خدا قسم که شدت ترس در اعماق وجودش نفوذ نکرده، و به هنگام دیدن محمد و سپاهش ریه هایش از بیم و هراس متورم شده است! سپس خشم ابوجهل طغیان کرد، و با هیجانی شدید شمشیر خود را از نیام برآورد، پهنه ی آن را بر پشت دست بنواخت، و مردی به نام «ایماء بن رحضه غفاری» چون امواج شر را در چهره ی او مشاهده کرد، گفت: این فال شومی است! زیرا کاری که با چنین رفتار جنون آمیز آغاز می شود، از آینده ی بدی حکایت دارد، و زیانی عظیم از پی می آورد. و در این میان عتبه چون سخن ابوجهل و متهم ساختنش به خوف و جبن را بشنید، گفت: او به زودی خواهد فهمید که کدام کس از جنگ ترسیده است، و ریه اش از شدت وحشت متورم شده است. من یا او! اینگونه و برای تحقق امری که خدا اراده کرده بود، شتابزدگی و سبک سری بر حکمت و عقل پیروز گشت، و صلح جویی صاحب شتر سر خموی با شکست مواجه شد، و رأیِ ابوجهل بر کرسی نشست، و سپاه مکه را به برخورد با مبارزین مدینه برگماشت!
کینه سپاه
ابوجهل کینه توزترین مردم نسبت به مسلمین و پیغمبر اسلام بود، و نجات یافتن پیغمبر (ص) از توطئه قتلی که از طرف او طرح شده، و به تصویب شورای دارالندوه رسیده بود، آتش خشمی شدید و روز افزون را در اعماق جان و دل او همی انگیخت، و از این جهت روبرو شدن دو سپاه، با تفاوت آشکار در عده وعده را، فرصتی طلایی می پنداشت، و اطمینان داشت که با استفاده از این فرصت، با جنگی که همگی فعالیت های صلحجویانه را از پیرامون آن دور ساخته، خواهد توانست که سوز دل خود را فرو نشاند، و زخم عمیق درون خود را با مرهمی آشنا سازد.
ابوجهل در افروختن جنگ شتاب می کند
ابوجهل به گفتن سخنان تند و زننده اش درباره ی دو قطب مخالفت ـ عتبه و حکیم ـ و اعلان اعتراض شدیدش نسبت به مساعی صلح جویانه به آن دو اکتفا نکرد، بلکه از ترس این که با مخالفت دیگری مواجه شود، در کار افروختن آتش جنگ شتاب گرفت، تا به این وسیله مردم را در برابر امور واقع قرار دهد، به طوری که واپس رفتن از جبهه برای ایشان بسیار دشوار باشد، و این شتاب را بر این گونه اعمال کرد که «عامر بن حضرمی» را که برادرش توسط گشتی مسلمین به فرماندهی عبدا... بن جحش کشته شده بود، فراخواند، و از او خواست تا در برابر سپاه مکه بایستد و خاک بر سر و تن خود بیفشاند، و مردم را برای خونخواهی برادرش نشوراند.
ادامه دارد ...
نوشته شده توسط
گروه خضراء در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت
11:55 قبل از ظهر
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by khazraa
